
در سالهای اخیر، کشت محصولات گلخانهای در ایران به دلیل محدودیت منابع آبی و مزیتهای اقتصادی، روندی رو به رشد داشته و سطح زیر کشت گوجهفرنگی گلخانهای به ارقام قابلتوجهی رسیده است. با این حال، یکی از دغدغههای اصلی گلخانهداران، مدیریت آفات و عوامل بیماریزا است. متأسفانه روش غالب در بسیاری از واحدها، استفاده بیرویه از آفتکشهای شیمیایی است که نهتنها منجر به مقاوم شدن آفاتی مانند سفیدبالک گلخانهای (Trialeurodes vaporariorum) میشود، بلکه با ایجاد باقیماندههای سمی فراتر از حد استاندارد، سلامت مصرفکننده را به خطر میاندازد.
سفیدبالک به دلیل چرخه زندگی کوتاه، چند نسلی بودن و توانایی انتقال ویروسهای خطرناک گیاهی، در صورت عدم مدیریت صحیح میتواند کل محصول را نابود کند. خوشبختانه، امروزه کنترل بیولوژیک بهعنوان روشی پایدار و همسو با طبیعت، جایگزینی مطمئن برای سمپاشیهای مکرر در مدیریت تلفیقی آفات (IPM) گوجهفرنگی محسوب میشود.
موفقیت در کنترل بیولوژیک سفیدبالک، وابستگی مستقیمی به رعایت اصول اولیه بهداشتی، مکانیکی و زراعی در گلخانه دارد. پیش از هرگونه اقدام بیولوژیکی، پایش دقیق و مستمر جمعیت حشرات کامل و مراحل نابالغ آفت ضروری است. این پایش باید از طریق بررسی مستقیم و منظم بوتهها (بهویژه سطح زیرین برگها) و همچنین نصب و بررسی تلههای زرد رنگ چسبنده انجام شود. نکته کلیدی در این استراتژی، اقدام پیشگیرانه است؛ به این معنی که عوامل کنترل بیولوژیک باید پیش از رسیدن جمعیت آفت به آستانه زیان اقتصادی و یا بلافاصله پس از مشاهده اولین علائم آلودگی یا شکار حشرات کامل در تلهها، به کار گرفته شوند.
یکی از مؤثرترین روشها در مدیریت تلفیقی سفیدبالک، استفاده از زنبورهای پارازیتوئید، بهویژه دو گونه Encarsia formosa و Eretmocerus eremicus است. این زنبورهای مفید با تخمگذاری در داخل پورههای سفیدبالک، چرخه زندگی آفت را متوقف میکنند.
برنامه رهاسازی این زنبورها باید بهصورت هفتگی و از اوایل تا اواسط دوره کشت آغاز شود. در شرایط پیشگیرانه، رهاسازی حدود ۲ زنبور در هر مترمربع توصیه میشود، در حالی که در شرایطی که آلودگی خفیف تا شدید مشاهده شود، این تعداد به ۴ تا ۹ زنبور در هر مترمربع افزایش مییابد. این فرآیند رهاسازی باید آنقدر ادامه یابد تا حدود ۸۰ درصد از پورههای سفیدبالک روی گیاهان پارازیته شده و سیاهرنگ شوند که نشانهی موفقیتآمیز بودن عملیات است.
در مواقعی که جمعیت آفت افزایش مییابد، بهویژه از اواسط دوره کشت که رطوبت نسبی محیط گلخانه نیز بالا میرود، میتوان از عوامل کمکی مانند قارچ بیمارگر Lecanicillium muscarium (معروف به فرآورده تجاری مایکوتال) استفاده کرد. این قارچ با آلوده کردن و از بین بردن شفیرههای سفیدبالک، جمعیت آفت را بهطور طبیعی کاهش میدهد. بهترین روش استفاده، محلولپاشی این فرآورده با نسبت اختلاط یک در هزار به همراه مواد کمکی (مانند Addit) است. تمرکز محلولپاشی باید بر روی سطح پشتی برگها باشد و این عمل بسته به شدت آلودگی، بهصورت هفتگی و در ۲ تا ۴ نوبت تکرار شود تا اثرگذاری مطلوب حاصل گردد.
اگر پس از سه تا چهار هفته از رهاسازی زنبورهای پارازیتوئید، علائمی از پارازیته شدن شفیرهها مشاهده نشد، لازم است از سنهای شکارگر مانند Macrolophus pygmaeus یا Nesidiocoris tenuis بهعنوان نیروی کمکی استفاده شود. رهاسازی این سنها با نسبت ۰.۵ تا ۱ عدد در هر مترمربع (و در نقاط کانونی آلودگی تا ۵ عدد در مترمربع) میتواند بسیار کارآمد باشد. مزیت بزرگ این سنهای شکارگر این است که علاوه بر تغذیه از پورههای سفیدبالک، توانایی کنترل عالی بید گوجهفرنگی (Tuta absoluta) را نیز در مراحل تخم و لارو سن اول دارند.
علاوه بر عوامل تجاری، حفظ و حمایت از دشمنان طبیعی بومی نیز نقشی حیاتی ایفا میکند. در گلخانههایی که سمپاشیهای بیهدف حذف شده است، مگس شکارگر بومی Coenosia attenuata بهخوبی تکثیر میشود. لارو و حشره کامل این مگس با شکار فعال پشههای خاکزی، مگسهای مینوز و سفیدبالکها، بهطور طبیعی تعادل اکولوژیک گلخانه را حفظ کرده و نیاز به مداخلات خارجی را به حداقل میرسانند.
اجرای دقیق این دستورالعمل مدیریت تلفیقی که محوریت آن بر کنترل بیولوژیک است، نتایج شگفتانگیزی به همراه دارد. حذف سمپاشیهای مکرر شیمیایی نهتنها از ایجاد مقاومت در آفات جلوگیری میکند، بلکه زمینه را برای استفاده ایمن از زنبورهای گردهافشان مانند Bombus terrestris فراهم میسازد. در نهایت، این رویکرد منجر به تولید محصول گوجهفرنگی سالم، باکیفیت و فاقد باقیمانده سموم میشود که هم از نظر اقتصادی برای گلخانهدار سودآور است و هم سلامت جامعه را تضمین میکند.









